یادداشت دهم
عزیز ِ نازنینم سلام
نوروز ٨٧ فکر نمیکردم که سال آینده ،بهار ، تو رو داشته باشم.
چقدر یک سال زود گذشت.انگار همین دیروز بود. یک سال بزرگ شدم و یک سال به تو نزدیکتر.
سال ٨٧ ، عشق و روزهائی رو تجربه کردم که تو باعث و بانی اون بودی. طعم دوست داشتن و عاشق شدن رو چشیدم. ایام با رویا ی تو گذشت و این مهر ِ تو بود که آتشی به داغی آتش چهارشنبه سوری در دلم روشن کرد.
وقتی بچه بودم همه میگفتن لحظه ی تحویل سال هر کاری بکنی تا آخر سال همون کار رو انجام میدی. اما ! امسال میخوام بهت قول بدم که در لحظه ی آغاز سال نو به تو و داشتنت و عشقمون فکر کنم تا، تا آخر سال و حتی تا آخر ِ عمر تو در کنارم باشی.
در سال جدید برات بهترین ها ، زیباترین ها ، دوست داشتنی ترین ها و .... رو آرزو دارم.
************ دوستت دارم مهربانم ************
یاد ِ اولین دیدار !
تولد تو !
این سه تا اتفاق از قشنگ ترین روزهای زندگیم بوده. روز تولدم رو دوست دارم چون یه سال بزرگتر میشم و البته کمی جاافتاده تر. خاطره اولین روز دیدارمون رو دوست دارم چون انتظار ِ دو ساله ام تموم شده و البته تولد تو رو دوست دارم چون عشقم به دنیا اومده. بخاطر این سه روز شادمانی از خدا متشکرم و میدونم تو هم ممنون هستی از خدا.
؟؟؟؟؟!!!!!!! اما !!!!!!!!!!!!!!!!!