Daisypath Anniversary tickers قشنگ روزگار من

قشنگ روزگار من

برای شراب ناب هستی ام که با حضورش روزگارم را زیبا کرد

شام ِ بی سحر

چه رفته است که امشب سحر نمی آید؟                                                 

شب ِ فراق به پایان مگر نمی آید؟

جمال ِ یوسف ِ گل ، چشم ِ تیره روشن کرد

ولی ز گمشده ی من خبر نمی آید

شدم به یاد تو خاموش ، آن چنان که دگر

فغان هم از دل ِ سنگم به در نمی آید

تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ناز

که در تصور از این خوبتر نمی آید

به سر رسید مرا دور ِ زندگانی و باز

بلای محنت هجران به سر نمی آید

منال بلبل مسکین به دام ِ غم زین بیش

که ناله در دل ِ گل کارگر نمی آید

ز باده فصل ِ گلم توبه میدهد زاهد

ولی ز دست ِ من این کار بر نمی آید

دو روز نوبت ِ صحبت عزیز دار رهی

که هرکه رفت از این ره دگر نمی آید

+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط گیــــــــلاس نظرات ()


یادداشت یازدهم

عزیز ِ نازنین سلام

سال نو مبارک

تعطیلات نوروز امسال هم ازت دور بودم اما یادت لحظه به لحظه با من بود و ازم جدا نمیشد. هر ثانیه که چشمامو می بستم تو کنارم بودی و من توی رویائی شیرین پرواز میکردم.

گاهی دلتنگیم آنقدر زیاد میشد که از شدتش بغض میکردم و تنها یادآوری خاطراتمون آرومم میکرد.

محبوب ِ من

از این پست به بعد تو خواننده ی وبلاگم هستی. هدیه سال نو و زودتر از زمان موعد آدرس اینجا رو بهت دادم. اینجوری بهتره. تو راحتتر حرف دلم رو میفهمی و باور میکنی من عاشقانه دوستت دارم و من خوشحالم که کسی هست تا کلامم براش خواندنی و زیبا باشه.

مثل همیشه بهترین ها برای تو آرزوی منه

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ توسط گیــــــــلاس نظرات ()