روزهای آخر سال
چند روز گذشته هوای تهران حسابی عشقولی شده و بارون میاد.انگار که تازه پاییز شده و هوا شده مثل نیمه آبان! منم که عشق سرما و بارون سعی میکنم از این فرصت استفاده کنم و با بارون عشق و حال کنم. آخه معلوم نیست سال دیگه بارونی در کار باشه یا نه!![]()
فردای روز تولدم یعنی 13 اسفند یه برف اساسی اومد و من و قشنگ روزگارم رفتیم برف بازی. برف بازی همانا و سرما خوردن همسر همانا! در نتیجه رفتیم دکتر و دوا و دارو خوردن شروع شد. البته الان خیلی بهتره.
روزهای آخر سال و جنب و جوش ِ مردم رو برای عید دوست دارم، عاشق تعطیلی هم که هستم اما کلا فصل بهار رو دوست ندارم. چون هم شدیدا دچار آلرژی فصلی میشم هم اینکه هوا گرم میشه و من از گرما متنفرم البتــــــــــــــه که از عید دیدنی رفتن و پذیرایی از مهمون هم خیلی خوشم نمیاد
( واقعا عید برای من خوبه )
امسال هم مثل پارسال هفته اول و لحظه سال تحویل رو کنار خانواده همسر هستیم در شهر شعر و ادب و بهارنارنج. این دومین نوروز مشترکمونه و امیدوارم تجربه ی خوبی باشه برای هردومون.چون پارسال خیلی بهمون خوش نگذشت
. هفته دوم هم به احتمال زیاد برمیگردیم تهران و به درس و مشق موندمون میرسیم. من کلی ترجمه دارم و مقاله و ارائه همراه با پاور پوینت ه وقت گیر هستش.
کادوی تولد هم کلا پول گرفتیم
و من دارم سعی میکنم که زیاد خرجشون نکنم
. هفته پیش هم رفتم آرایشگاه و مو و ابروهامو روشن کردم و چون اولین تجربه ی روشن شدن بود خیلی جذاب بود برام و البته جمعه که رفتم تولد یکی از دالتونها حسابی بچه ها تعریف کردن و گفتن خیلی خوب شده
.
پیشاپیش ایام خوبی رو براتون آرزو میکنم. انشالله تعطیلات خوب باشه و سال رو با خیر و برکت شروع کنید.![]()
