من + تو = ما
دو سال گذشت از روزی که در جواب " آیا بنده وکیلم؟ " گفتم: بعـــــــــله
بعد از کلی گشتن دنبال خونه و حرص خوردن از قیمت بالای اجاره ها بالاخره جای مناسب با بودجمون رو پیدا کردیم. البته خیلی هم مناسب نبود و مجبور شدیم کلی دیگه بزاریم روش اما به هر حال با همه کوچیکی و کم و کاستی هایی که داره در ب دری و الاخون بالاخونی من و قشنگ روزگارم داره تموم میشه. مهمترین حُسن خونه اینه که تا خونه مامانم پیاده کمتر از ده دقیقه راهه.
امروز وسایل شوشو رو از خونه دوران مجردیش آوردیم منزل جدید و فعلا قراره تا آماده شدن و تهیه وسایل من به خونه پدریم در رفت و آمد باشه. مامان و بابای عزیزم خیلی زحمت کشیدن و مامان و بابای شوشو هم از راه دور همه جوره حمایتهاشون بهمون رسیده.ممنونشون هستیم
درست در دو سالگیمون کلید اولین خونه مشترکمون رو تحویل گرفتیم. آینه خاتمی که مادر شوشو شب بعله برون برام آوره بود رو به همراه قرآن بردیم خونه. قشنگ روزگارم تا قبل از امروز خوب و دقیق خونه رو ندیده بود و امروز که وارد خونه شد لبخند شیرینی روی لبش نشست که خیلی خوشحالم کرد.
از همین امروز هم کلی کار ریخته سرمون از انتخاب مبل و پرده و تخت گرفته تا خرید خورده ریزه ها و تزئین جهیزیه عـــــــــــروس خانوم !!!! الان هم قراره بریم خونه جدید و متر ببریم و اتاقا و هال رو اندازه گیری کنیم که موقع خرید وسایل مشکل نداشته باشیم.
به شدت از هرگونه ایده و پیشنهاد جهت تزئین و چیدمان جهیزیه استقبال میشه...
عزیزدلم:دوسالگیمون مبارک







مونده تا وقتی بیای پیشم بهت بدم.
این غیبتت برام سخته.هیچ وقت به اندازه یکی دو روز گذشته دلتنگت نبودم. هرشب قبل از خواب 
