Daisypath Anniversary tickers گپ و گفت - قشنگ روزگار من

قشنگ روزگار من

برای شراب ناب هستی ام که با حضورش روزگارم را زیبا کرد

کودکی ها

حتما شما هم این ایمیل شما یادتون نمی یاد بدستتون رسیده.برای من که دو نفر مختلف و در نوبت و به دو شکل مختلف فرستادن.راستش انقدر خوب توصیف شده بود که موقع خوندنش هیجانزده و شاد شده بودم و واقعا از ته دل می خندیدم چون حقیقتا خودم تمام این کارها رو کرده بودم !

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم!

دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم خانوم.

به دوستامون گیر می دادیم سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه. بعدم هِر هِر بهش می خندیدیم

 قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه. همیشه هم این من بودم که عوض میکردم و یه وقتهایی هم خودمو میزدم به خواب که مجبور نباشم عوض کنم !  

دو تا تبلیغ تلویزیونی بود که کلی بخاطرش می خندیدم:  بستنی میهن رو که میگفت مامان جون بستنیش خوشمزه تره / و سیاهی کیستی ؟منم پار30 کولا

با داداشم بچگیا تفنگ بازی که میکردیم، میرفتیم جلو و می گفتیم: دستا بالا، خشتک پایین 

خلاصه که عالمی بود واسه خودش.

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ توسط گیــــــــلاس نظرات ()


محک

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

                           که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان‏
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت 

                           گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان‏

 حتما لینک موسسه محک رو توی پیوندهای من دیدین. محک یکی از جاهای مورد علاقه ماست که سعی می کنیم به هر نحوی بهشون کمک کنیم. ساده ترین راه گرفتم اشتراک و داشتن قلکه ! یه قلک که هر وقت پر بشه زنگ میزنی، نماینده محک میاد و در حضورت قلک رو می شکنه، پول ها رو می شمره و بهت رسید با یه قلک نو میده!

اغلب مراسم خیریه و بازارچه و صنایع دستی برگزار میشه و میتونی شرکت کنی!

دیشب همراه دختر خاله ام ( و البته بدون قشنگ روزگارم) رفتیم کنسرت سالار عقیلی که به نفع کودکان محک و در سالن اجتماعات محک برگزار شد.سالار عقیلی هم از جمله خواننده های جوانیه که صدای فوق العاده ای داره و هوش از سر و کله ات می بره.من که واقعا صداش رو دوست دارم.

المنه لله که در میکده باز است      

                                       زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

چون خیلی هیجانزده بودیم زود رسیدیم اونجا و یکی از مسئولین ما رو برد داخل بیمارستان و یکی از بخش ها رو که مخصوص سکونت خانواده هایی که از شهرستان میان رو نشونمون داد. بطور معمول ورود افراد متفرقه به بیمارستان ممنوعه و چون بچه ها توی اتاقهاشون استراحت می کردن ما اجازه داشتیم یه چرخ ِ کوتاهی توی بخش بزنیم. هزینه درمان کودکان تنها از کمک های مردمی تامین میشه و هیچ منبع درآمد دیگری وجود نداره!

خلاصه که شب به یاد ماندنی بود!

+ نوشته شده در دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩ ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ توسط گیــــــــلاس نظرات ()


گپی دوستانه

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩ ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ توسط گیــــــــلاس نظرات ()